مجله‌ی موفقیت تارنوشت
راه‌های رسیدن به موفقیت

پیام‌هایی که به هنگام نیاز، چشم‌های شما را باز می‌کنند

6 نقل قول قدرت‌مند که زندگی مرا تکان دادند

0 107,513
زمان مورد نیاز برای مطالعه: 5 دقیقه گاهی در کلام برخی از بزرگان، گفتارهایی یافت می‌شود که می‌توانند راه را برای تغییر زندگی انسان نشان دهند. نقل‌هایی که می‌توانند در بزنگاه انسان را از لبه‌ی پرتگاه به عقب بازگردانند. در این مقاله به شش نقل قول قدرت‌مند می‌پردازیم که توانستند زندگی برایان پنی، نویسنده و مدرس دانشگاه را تکان دهند.

برایان پنی: هفت سال پیش، زندگی من در سراشیبی سقوط بود. اما بعد از 15 سال اعتیاد؛ سرانجام یک تجربه‌ی نزدیک به مرگ، آن ندایی را که برای بیدار شدن لازم بود به من داد. پس از چندین ماه سم‌زدایی و درمان، شروع به خواندن درباره‌ی توسعه‌ی فردی کردم. در این بین یک نقل قول به طور ویژه، زندگی مرا تکان داد:

می‌خواهی بدانی که چه کسی هستی؟ نپرس، عمل کن! این عمل شما است که شما را تعریف می‌کند.

پس از این که تمام زندگی بزرگ‌سالی خود را به خاطر اعتیاد از دست داد، بیش‌تر به دلیل انفعال و بی‌عملی، احساس می‌کردم که با حرکت در جهت مخالف چیزی را از دست نمی‌دهم. بنابراین به جای این که در خانه بنشینم و برای سال‌های از دست رفته‌ی خودم عزاداری کنم، از نصیحت آقای جفرسون پیروی کردم؛ بیرون رفتم و مشغول کار شدم.

این در سال ۲۰۱۳ بود و از آن زمان من به یک نویسنده، یک سخنران کلیدی، یک استراتژیست، یک مربی زندگی و مدرس ارشد دو دانشگاه برتر در ایرلند تبدیل شدم؛ در حالی که در حال دنبال کردن مدرک دکترا هستم آن هم در زمینه‌ای که دوستش دارم.

به جز این گفته، در ادامه پنج نقل قول دیگر وجود دارند که در بزنگاه مناسب به صورت من نواختند و مرا از خواب بیدار کردند. اگر شما هم به چنین چیزی نیاز دارید، امیدوارم که این گفته‌ها به شما نیز کمک کنند.

مهم نیست چه کارت‌هایی در دست شما است! این نحوه‌ی بازی کردن شما است که اهمیت دارد.

گرفتن عذر و بهانه آسان است؛ - این کار شما را مجبور می‌کند تا کاری انجام دهید - اما شما را به کجا خواهد برد؟! مطلقا به هیچ کجا! ممکن است در زندگی شانس‌های زیادی نداشه باشید، ولی خب که چه؟! این بدان معنا نیست که نمی‌توانید کاری برای خودتان بکنید.

اگر می‌خواهید رشد کنید - چه از نظر فردی و چه از نظر شغلی - باید بهانه‌گیری را کنار بگذارید. افراد موفق این را می‌دانند، مهم نیست که نقطه‌ی شروع آن‌ها در زندگی کجاست. دست خودتان را بازی کنید، وگرنه دنیا آن را برای شما بازی خواهد کرد.

نقل قول انگیزشی موفقیت
دست خودتان را بازی کنید، وگرنه دنیا آن را برای شما بازی خواهد کرد.

واژه‌هایی که به کار می‌برید، تبدیل به خانه‌ای می‌شوند که در آن زندگی می‌کنید.

منسوب به حافظ شیرازی

همه‌ی ما داستانی داریم و این داستان به وسیله‌ی واژه‌هایی که استفاده می‌کنیم نوشته می‌شود. اگر به خود بگویید مضطرب هستید، طبق آن رفتار خواهید کرد. اگر به خود بگویید که گند خواهید زد، این احتمال وجود دارد که این کار را بکنید. بنابراین، بسیار مهم است که واژه‌های خود را با دقت انتخاب کنید، به ویژه هنگامی که با خود صحبت می‌کنید.

واژه‌هایی که شما را از حرکت و اقدام منصرف می‌کنند عبارتند از: «من نمی‌توانم»، «اگر فقط» و «من باید». این‌ها باید با واژه‌هایی عمل‌گرا مانند «من می‌خواهم»، «من انتخاب می‌کنم» و «بیایید به روش دیگری به این مساله نگاه کنیم» جایگزین شوند.

در شرایط چالش‌برانگیز، شما باید مراقب پرسش‌هایی که از خود می‌پرسید نیز باشید. برای مثال، جایگزین کردن «چرا من؟» با «چه کاری می‌توانم در این مورد انجام دهم؟» می‌تواند احساس قدرت را به شما القا کرده و به سمت اقدامات اصلاحی هدایت‌تان کند؛ به جای این که دنیا را مقصر مشکلات خودتان قلمداد کنید.

تسلیم ترس خود نشوید. اگر این کار را بکنید، دیگر نمی‌توانید با قلب‌تان صحبت کنید.

اگر از قلب خود پیروی می‌کنید و قانون را زیر پا نمی‌گذارید، از به چالش کشیدن هنجارهای اجتماعی نترسید. به دنبال علایق و شور و اشتیاق خود باشید و از حاشیه‌ی امن خود خارج شوید. وقتی جمعیت به یک سو می‌رود، شما به جهت خلاف آن‌ها حرکت کنید. اگر احساس خوبی داشت، ادامه بدهید.

وقتی در سال 2013 هوشیاری خود را به دست آوردم، خانواده‌ام از من خواستند که در حاشیه‌ی امن خودم حرکت کنم. آن‌ها می‌گفتند؛ «کاری را انجام بده که با آن آشنا هستی، هیچ ریسکی را قبول نکن.» هر چند این حرف از عشق و ترس ناشی می‌شد، اما در حقیقت آن‌ها در چارچوب هنجارهای اجتماعی گرفتار شده بودند.

خواندن این مطلب را از دست ندهید: 20 چیزی که خیلی دیر در زندگی یاد می‌گیریم

خوش‌بختانه، قلبم با صدای بلند و واضح با من صحبت می‌کرد. من که یک تغییر نگرش بزرگ را در سم‌زدایی تجربه کرده بودم، به شدت در مورد ذهن انسان احساس کنجکاوی می‌کردم. حالا می‌خواستم به دانشگاه بروم تا درباره‌ی درد و رنج انسان‌ها بیاموزم. من که درد و رنج خود را از سر گذرانده بودم، می‌خواستم تجربیات خودم را با دیگران به اشتراک بگذرام.

عقل به من می‌گفت که یک کار معمولی و بی‌دردسر برای خودم پیدا کنم اما قلبم فریاد می‌زد، شور و اشتیاق خودت را دنبال کن. این تقریبا ۷ سال پیش بود. من به تازگی خاطرات خود را منتشر کرده‌ام و کم‌تر از ۱۲ ماه دیگر، مدرک دکترای خود را به پایان خواهم رساند.

از شکست نترس. داشتن اهداف کوچک، جرم است؛ نه شکست! در تلاش‌های بزرگ، حتا شکست خوردن نیز باشکوه است.

از شکست می‌ترسید؟ اگر این طور است، شما تنها کسی نیستید. ترس از عدم موفقیت مانع از اقدام بسیاری از افراد می‌شود و در نتیجه موفقیت بالقوه‌ی آن‌ها را در زندگی کاهش می‌دهد.

پرسش اساسی این است که آیا می‌توانید بدون شکست موفق شوید؟ نه؛ مگر این که متوسط بودن، شما را راضی کند. بهترین راه برای یادگیری از طریق شکست است. وقتی شکست می‌خورید، یاد می‌گیرید. زمانی که شکست‌های بزرگ می‌خورید، بیش‌تر یاد می‌گیرید.

ممکن است نگران عواقب آن باشید، اما واقعیت این است که این ریسک‌ها ارزش آن را دارند و شما همیشه می‌توانید درخواست بخشش کنید. همان طور که یک مربی یک بار به من گفت؛ «طلب بخشش بسیار آسان‌تر از گرفتن اجازه است.»

موانع مسیر را مسدود نمی‌کنند؛ آن‌ها بخشی از مسیر هستند.

یک ضرب‌المثل ذن

از چالش‌ها می‌توان به عنوان سوخت استفاده کرد. شما فقط سوخت نمی‌خواهید بلکه برای رشد به آن نیاز دارید. به جای کنار آمدن با زندگی، باید به سختی‌ها تکیه و از آن‌ها برای رشد استفاده کنید.

اگر می‌خواهید این عادت را تمرین کنید؛ باید زمانی که زندگی شما را به خطر می‌اندازد، بر روی پیشرفت تمرکز کنید. این لازم نیست یک عقب گرد عمده باشد - فرصت‌های رشد در همه جا وجود دارند.

اگر اضطراب دارید، می‌توانید از آن به عنوان یک فرصت برای تمرین تمرین عدم واکنش استفاده کنید. اگر در چیزی شکست بخورید می‌توانید از آن به عنوان فرصتی برای یادگیری یک درس ارزشمند استفاده کنید. شما همچنین می‌توانید از روابط چالش برانگیز به عنوان فرصتی برای تمرین تساهل، دل‌سوزی یا حتا مهارت‌های گفتاری خود استفاده کنید.

هر موقعیتی یک فرصت برای رشد است، به ویژه شرایط چالش‌برانگیز. بنابراین به جای تلاش برای کنار آمدن با آن‌ها، از چالش‌ها به عنوان سوخت برای رشد استفاده کنید.

شما اگر شانس دوباره‌ای برای زندگی داشتید، چه کار می‌کردید؟

 

شما چه امتیازی به این مقاله می‌دهید؟

میانگین امتیاز / 5. شمارش امتیازها:

 

خواندن این مطالب را نیز از دست ندهید:

 

لینک کوتاه این مطلب: tncom.ir/fay5